Home / Tag Archives: 98iia

Tag Archives: 98iia

دانلود رمان راز سر به مهر

دانلود رمان راز سر به مهر   خلاصه رمان: داستان در مورد پسریه که بعد از ۷ سال دوری از کشور و خانوادش به ایران بر میگرده که البته این بازگشت با رفتنش از ایران خیلی مطابق میلیش نبوده ، توی بازگشتش مجبور به با خانواده و دوستانش میشه و در خلال این دیدار ها اتفاقی براش میفته که بعضی …

Read More »

دانلود رمان جادوگر

دانلود رمان جادوگر خلاصه: استان درباره‌ی یه دختره، دختری با قدرت‌های عجیب که قراره به همه چیز پایان بده. دختری که انتخاب شده تا قدم در راهی بذاره که پایانش معلوم نیست.تنها سلاحی که داره عشق و محبتیه که توی قلبشه و جادویی که توی وجودش می‌درخشه. پس با جادوگر قصه همراه بشین تا پایان این راه معلوم بشه.رازها چیزهای …

Read More »

دانلود رمان فندق

دانلود رمان فندق   نام رمان:فنذق نویسنده:مهرا (لیلا جهانگیری) موضوع: عاشقانه تعداد صفحات:۲۵۰   خلاصه: فندق رمانی است از سرگذشت دختری بنام سوزان که پدر و مادرش را در زلزله ویرانگر بم از دست داده است و در ده سالگی توسط عموی بزرگ که خانه و کاشانه در کشور فرانسه دارد به امانت نزد خانواده ای از اقوام دور مادری …

Read More »

دانلود دلنوشته دوباره عاشقی ویژه نودهشتیا

دانلود دلنوشته دوباره عاشقی ویژه نودهشتیا   نام دلنوشته: دوباره عاشقی نویسنده: zeinab z کاربر انجمن یک رمان موضوع : عاشقانه تعداد صفحات : ۲۰   مقدمه :  حال را ول کرده ایم و دو دستی به گذشته ی مان چسبیدیم … گذشته ای که، گذشته و تنها خاطره ای بیش، از آن باقی نمانده … حال را ول کرده …

Read More »

دانلود رمان چشمهایت

دانلود رمان چشمهایت     نام رمان:چشمهایت نویسنده:VANIYA.b موضوع: عاشقانه تعداد صفحات:۱۵۰   خلاصه: از زل زدن به بوم دست کشيدم وبه کنار پنجره رفتم…همون نيمه باز بودنشم ميتونست بوي خاک بارون خورده رو به مشامم برسونه…باحسرت به قطره هاي ريزبارون که با سرکشي تمام به پنجره برخورد ميکردن خيره شدم…اهي که کشيدم بخار محوي روي شيشه شدصداي داد بهنام …

Read More »

دانلود رمان یادگاری

دانلود رمان یادگاری نام رمان:یادگاری نویسنده:مهشید موضوع: عاشقانه تعداد صفحات:۶۰ خلاصه:  دختری به اسم آذین را روایت میکند که مجبور میشود بخاطر اتفاقی تن به ازدواج اجباری دهد خدایا کاش زندگی هم بازی بود،خاله بازی.اونوقت دربدترین شرایط زندگی و دردناک ترین لحظه فریاد میزدم من دیگه بازی نمیکنم.خانم؟ خانم بیدارید؟چشمامو باز کردم پتو رو کنار زدم و با صدایی ک …

Read More »
قالب وردپرس قالب وردپرس